همبستگیِ آزادی، گسستن، گستاخ بودن و پهلوانی


« برای آزاد بودن باید گُسست و برای گسستن میبایست گستاخ و برای گستاخ بودن باید پهلوان بود.هر اندیشه و فکر و مکتب و دین و ایمانی میخواهد ما را در حیطه و مدار خود نگهدارد و ما آنرا از آن خود میدانیم و یاد میگیریم در این حصار و زندان «خود» آن اندیشه و ایمان را قدرتمند کنیم تا حقیقت و خدا را از آن خود کنیم. غافل از آن که راه تجربه نو به نو را بر خود میبندیم و تحول حقیقت و خدا را از درون درک نکرده، وتجربه بسته و محدود خود را به رخ دیگران میکشیم. اما خدا و حقیقت و عشق در گمانه زنی که با گم بودن سر و کار دارد درک میشود. به عبارتی ما بطور مدام آنها را گم میکنیم و دوباره بجستجوی آنها میپردازیم و این روندی بینهایت است که بواقع نشان از آن دارد که خدا و عشق و حقیقت هزار چهره هستند. این هزار چهره گی حقیقت و خدا و عشق همان «رازی» است که انسان در جستجوی آن است. پس پهلوان کسی است که این زنجیره شناخت و میلهای زندان درون را پاره و از هم میگسلد. »

نهرو بهادروند

نوشته‌هایِ مرتبط:

یک دیدگاه برای ”همبستگیِ آزادی، گسستن، گستاخ بودن و پهلوانی

  1. بازتاب: دریغ است ایران که ویران شود | کورمالی

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s