« فلسفیدنِ انگیزشی – ( در آمدی بر اندیشه‌ها و ایده های « منوچهر جمالی » ) »


« …

یادداشتهایی را که در باره ي افکار و ایده هاي « منوچهر جمالی »   ، گرد آوري و سپس به صورت کتاب در نسخه هایی معدود در سال ۱۹۹۷ میلادي منتشر کرده بودم، اینک پس از سپري شدن تقریبا شانزده سال و همزمان با درگذشت نابهنگام آن زنده یاد، کوشیده‌ام تا جایی که در توش و توانم بود با بازبینی و حذف تکرارها و مختصر اضافه کردنها و تصحیح خطاهاي تایپی، در اختیار کوشندگان و جویندگان تاریخ و فرهنگ ایرانزمین بگذارم.

اگر امروز می خواستم این کتاب را بنویسم، بی‌گمان به گونه اي دیگر می اندیشیدم. ولی ترجیح دادم که نخستین تجربه ي خودم را بدانسان که جوینده و مشتاق بودم، دست ناخورده عرضه کنم تا با بازنگري به فراز – و – نشیب تلاشهایم در گذشته، براي عبارتبندي تجربیات و تاملات و کنکاشهاي تازه‌ام در آینده، ژرف بین تر و پرسنده تر به جست – و – جو بپردازم.

من تاکید می کنم که این کتاب، سنجشگري و بررسی ي افکار و ایده‌ها و پژوهشهاي گرانسنگ « منوچهر جمالی »  نیست؛ بلکه دریچه ایست راهنما براي مشتاقان و جویندگان تاریخ و فرهنگ ایران. چکیده ایست راهگشاینده و پرتو افکن بر دامنه‌ها و گستره هاي بسیار شگفت انگیز و بس شایان جست – و – جو که او، یک تنه در ریشه‌ها و اعماق تاریک و راز آمیز تاریخ و فرهنگ ایرانزمین با تیز بینی و روشی سنجشگرانه، باز اندیشی و باز آفرینی کرده است.

سنجشگري افکار و ایده‌ها و پژوهشهاي « جمالی » ، بدون دریافتن و فهمیدن تار – و پود آنها، ناممکن می باشد. براي پرهیز از هر گونه کژفهمی و کژبرداشت و پیشداوري ضروریست که هر جوینده اي، پیشاپیش، آگاهیها و بررسیها و شناخت مکفی در زمینه هاي فلسفی، اسطوره اي، تاریخی، زبانی، دینی، فرهنگی و امثالهم داشته باشد؛ و گر نه با مطالعه ي یکی دو تا از کتابها یا مقاله هاي او، بلافاصله سر در گم و کلاف پیچ و سر خورده خواهد شد.

آثار« منوچهر جمالی » ، هر چند در نگاه نخست، ساده و روان می نمایند، ولی به دلیل آنکه بسیاري از ویژگفتاره‌ها و نامها و واژگان و تصاویر اسطوره اي بر لوح ذهنیت ما ایرانیان در طول تاریخ کشمکشهاي فرهنگی، کم رنگ و محو و حتّا در معانی به شدت ضد و نقیض جا افتاده اند، خود به خود، دریافتن و فهمیدن و پذیرش و سپس پیوند یافتن انگیزشی با بنمایه‌ها و اصل معانی ي ویژگفتاره‌ها و نامها و واژگان و تصاویر اسطوره اي، سختگوار می باشد. بویژه وقتی که بخواهیم از بنمایه هاي فرهنگ ایرانزمین به زایش ایده‌ها و افکار نو از بهر بالندگی و پرورش و نوزایی باهمستان ایرانی، انگیخته و پرسنده شویم.

ولی هیچ جوینده اي نباید با تصور و تلقینِ فهم ناپذیري و ثقیل بودن افکار او، از مطالعه و بررسی آثار « منوچهر جمالی »  رو برگرداند؛ بلکه بایسته و شایسته است به تن خویش بکوشد که با مطالعه ي عمیق و چند باره و تلاش از بهر فهمیدن مغزه ي اندیشه‌ها و ایده هاي او، راهی بجوید به سوي آفرینش فردیت و استقلال فکر و راه و روش زندگی شخصی ي خود.

« منوچهر جمالی » ، مدعی رسالت براي هیچ قاهر و جبار فرا کائناتی نبود. وي تئوریسین و توجیه گر جنایتهاي هیچ قدرتپرست خونریز و غارتگر زمینی نیز نبود. او، یک ایرانی دلاور و اندیشنده و ایرج منش بود که هیچگاه، شمشیر به دست نگرفت؛ بلکه یقین داشت که با اژدها نیز می توان سخن گفت.

او، پهلوانی سیمرغ پروده بود که نه تنها هیچ نص استبدادي و خونریز را از آغاز جوانی تا مرگروزش، تبلیغ و حمایت و توجیه نکرد؛ بلکه بر تار – و پود شیرازه ي فرهنگ باهمستان ایرانیان؛ یعنی ،« مهر و داد و راستی و گزند ناپذیري جان و زندگی »  در هر کوي و برزن، پایورزي ي سرسختانه کرد.

او متفکّري جوینده و پرسنده و انگیزنده به فکر بود که تا آخرین دقایق حیاتش با لبخندهاي دوست داشتنی و سخنهاي شاد خوارانه و ژرف – اندیشیده، انسانهاي مشتاق و بیدار وجدان را به زایش حقیقت فردي خودشان می انگیخت.

***

فرامرز حیدریان مونیخ – بیست و نهم خرداد ماه سال ۱۳۹۲ شمسی برابر با نوزدهم ماه ژوئن سال ۲۰۱۳ میلادي »

منبع:

فلسفیدنِ انگیزشی – ( در آمدی بر اندیشه‌ها و ایده های« منوچهر جمالی » ). نویسنده: فرامرز حیدریان. چاپ نخست: ۱۹۹۷ میلادي. چاپ پنجم: ( نسخه ي پی‌دی‌اف ) ۲۰۱۳ میلادي. ناشر: نشر آتش. طرح روي جلد از: « فرنگیس ». برگِ ۱۰ از این کتاب را ببینید.

نوشته‌هایِ مرتبط:

کتاب «بیراهه‌های اندیشه»


خرد ، سرمایه فلسفی ایران – جلد سوّم – جـمهـوری ایـرانی


خرد ، سرمایه فلسفی ایران

خرد ، شهرساز ، وشهرآراست

« جلد سوّم »

جـمهـوری ایـرانی

منوچهرجمالی

ISBN 1 899167 08 0, KURMALI PRESS LONDON, JANUARY 2010

« خــرد ِگـُسـتـاخ »

  • چگونه با گستاخی ، درفرهنگ ایران « مهـر»، بر« ایمان »، اولوّیت یافت
  • درفرهنگ ایران ، حکومت وجامعه برپـایـه ِ «اولویت مهربرایمان » ، بنا میشود

جان ِ خرد افروز ِانسان فراسوی ُکفروایمانست

  • درفرهنگ ایران (دردین مردمی) فطرتِ انسان، فراسوی کفروایمانست
  • در« دین مردمی » آتش جان ، که خود را درخرد هرانسانی میافروزد اولویت برهرگونه « ایمانی = کفروایمان » دارد

درجمهوری ایرانی هرانسانی، مرجع هست

  • انسان ِفراخ وگستاخ وفرّخ یا انسان ِمرجع=انسانِ خودافروز=فرّخ
  • چگونه خدایان ِروشنی زندگی را درهمین گیتی، دوزخ میسازند
  • دوزخ،باز داشتن ِهسته ِزندگی(اخو) از«مرجع شدن= خودافروزشدن»هست
  • چراخدا ئیکه روشنائی به انسان وام میهد، وجود انسان را ، دوزخ میسازد؟

جمهوری ایرانی برپـایـه انسان ِگستاخ وفرّخ وفراخ وطـردِ انسان ِهبوطی وکـنود ومطیع

  • درفرهنگ ایران طبیعت انسان، گستاخ وفرّخ وفراخست

جمهوری ایرانی بـرتـصـویـرِ « انـسـان ِ کـلـیـدی » بـنیـاد میشود

  • انسان، کلیدِهمه بندها ست

درجمهوری ایرانی زندگی ، عـاریـتی نیست

  • « خرد » درفرهنگ ایران ننگ ازروشنی ِعاریتی دارد
  • ولی « الله » ، جهانی واجتماعی خلق میکند که همه چیزش، عاریتی است زندگی وعقل وروشنی وبینش انسان، همه،عاریتی است
  • انسان، دراسلام ، چون وجودی عاریتی است ، حق به خودش و بینش ازخودش وشادی ازخودش ندارد
  • ودراین اجتماع ،آنکه، به حدِ کمال ، روشنی وبینش ِعاریتی دارد مرجع ِاجتماع وحکومت میگردد

گـُستـاخـی یا اعـتماد ، به «جان وخرد ِ خود» درتحولات زمان ( روزگار)

  • از خدای ِزمان وزندگی ( رام ) درایران تا صاحب الزمان ، و اعتماد به او ومحوِاعتمادازخود(زشت شدن گستاخی)

جمهـوری ایـرانی و عـوام ِ سـکـولار !

  • روستائی احمق وشهری عاقل عــوام وبینش ِزمانی- حسی(سکولار)
  • هنگامی « خرد، برپایه حواس انسان» میاندیشد ، به « بینش زمانی، یا سکولار،یا  اَوامی » میرسد
  • چرا« بینش زمانی» را که « بینش حسّی » باشد به «عوام ، یا به روستائیان ودهقانان » نسبت دادند؟
  • زرتشتیان به خرّمدینان، اوامیگان(عوامی) میگفتند
  • با تحقیر« عـوام » ،« خرد انسان »، تحقیرمیشد که از« بینشهای حسی –زمانی، یا سکولار » پیدایش می یابد
  • حاشا که خلق، کار برای خدا کنند تعظیم مصحف( قران) ، ازپی ِنقش طلاکنند این جامه حریرکه مخصوص کعبه است پوشند اگر به دیـر،     به او اقتدا کنند مصحف ( قران) به زیرپای گذارند ازغرور دستارعقل ، ازسر جبریل ، واکنند صائب

جمهوری ایرانی و مسئله « امام زمان »

  • «امام زمان» و«سکولاریته» پشت وروی ِ یک سکه
  • اصطلاحات گوناگون درفرهنگ ایران برای «سکولار»
  • سکولار=  زمانی ، زمانیان سکولار= اَوامی ، اَوامیگان ( عامی ، عوامی ) سکولار= سپنجی
  • درایران ، زرتشتیان( بهـدیـنان) برضدِ « خرّمدینان ِسکولار» بودند

جمهـوری ایـرانی و« مسـئله ضحاک »

  • ضحاک ، وجود ِجاندوستی که برای دست یافتن ِبه قدرت،جان آزار شد
  • چگونه خدا،اهریمن میشود ؟
  • چگونه« خوبی » ، دگردیسی به« بدی» می یابد ؟
  • چگونه مِهر، خـَشم (قهرودرشتی وتهدید) میشود؟
  • چگونه زندگی( ژی) ، ضد زندگی ( اژی، اژدها) میشود؟
  • چگونه «حکومتِ مهر» تبدیل به«حکومت قهروتهدید» میشود؟
  • چراهرقدرتی،خودرا«فراسوی تغییر» قرارمیدهد؟

افسانهِ مهر و واقعیتِ شـمشیر اسـطورهِ مهر و عِـلم ِشمشیر « دین ِمردمی »

  • چگونه فرهنگ ایران ، « سیاست» را، « جهان آرائی » میکند؟
  • ایرج ، نخستین شاه ایران ، که نماد « آرمان حکومت ایرانی» است یک تنه وبی سلاح وسپاه ، رویاروی سپاه کینه خواه ومسلح میایستد

چرا رنگ ســبـز ناگهان آتشفشانی ازاندیشه های مردمی را برانگیخت ؟

  • با « جمهوری ایرانی » فرهنگ ایرانی ، جانشین ِ« شریعت اسلامی» میشود
  • «ایرانی»، فرهنگِ جهانی ِمردمیست نه « ناسیونالیسم »
  • چگونه مسئله سکولاریته ، سه هزارسال پیش ، درایران طرح شد وچه فاجعه بزرگی را درایران به وجود آورد ؟

مقاومت وسرپیچی ِملت برشالودهِ خـردش

  • « چرا ، کاوه ، همه ملت میباشد ؟ »
  • این خرد انسانست که حقانیت به سرپیچی ازهرقدرتی را میدهد .
  • سرپیچی ازقدرت ، برپایه مشروعیت دینی، نابود سازنده ِ اصالت خرد درانسانست.

جنبش ِ « همیشه ازنـو، سـبزشـوی »

خود جوشی و به هم جوشی

  • دربه هم جوشی ، جامعه ، خود جوش میشود وروشنی (=بینش ) ، ازخود ِجامعه میجوشد وجامعه ، خودش ، راه ِ خودش را میگشاید ودرمی یابد که نیازی به رهبری ندارد
  • « بازگشت مرجعیت وحاکمیت، به خود ِ جامعه » در« خود جوشی »

درجمهوری ایرانی انسان، « حق ، هست »

  • آزادی ، پیدایش ِ« حق » ازانسان و زدودن « تکلیف » ازاوست
  • درفرهنگ ایران حق، چگونه ازانسان، پیدایش مییابد

فرهنگ ایران بنیاد گذار« دین مردمی »

  • خرد بهمنی ، درهرانسانی ، واکنشی، رفتارنمیکند ، بلکه خودش، سرچشمه ِ نیکی میشود
  • انسان، ساخته واکنشها یش نیست بلکه از«آزادی درابتکاراتش»، پیدایش می یابد

« دیـن ِ مـردمـی » « هومانیسم ِایرانی »

  • فرهنگ ایران بنیادگذارِ« دین ِمردمی »است
  • « نباشد به جز مردمی ، دین ما »

جمهوری ایرانی، برشالوده ِخرد ِهنگام انـدیـش

  • خردِ هنگام اندیش ،خردِ خودجـوش است که برضد « خردِ پیشدان » میباشد

خاموشی و هـنگام

  • هنگام ،دهانهِ آتشفشان ِسیمرغ ِآزادی
  • هنگام ِازسرسبزوتازه شدن یافرشگرد
  • چرا « فیروزه » نشان پیروزی وفرشگرداست ؟

شهـر ِخُـرّم یا جمهوری

  • Res-publica
  • Ram = Publica
  • خُرّم ( hu-ram)، به معنای جامعه ایست که شادی وبینش، ازخردِبهمنی همه مردم، پیدایش یافته است
  • جشن دموکراسی درایران = جشن خرّم
  • « رَم » به معنای « همگانی وعموم ِمردم =  publica»  است
  • خرّم یا «هو+رم»، به معنایِ«  publica-res » جمهوری هست

جمهوری ایرانی برپایه « خردِ شاد ِ انسان »

  • باازهم جداساختن خردازشادی حکومتِ انسان بـرانسان ازبین برده میشود
  • چوشادی بکاهد ، بکاهد روان خرد گردد اندرمیان ، ناتوان فردوسی

جمهوری ایرانی برشالودهِ « خـرد شـاد»

  • خـردِ شاد ، خـردِ نیرومند هست
  • خرد ِ خود جوش درانسان، بُن حکومت
  • خردی که ازآن شادی وروشنی میجوشد
  • خرد ِخود جوش انسان، یا « آسن خرد »
  • بهمن، که « شهرایـزد- خرد » است هم معمار ِشهر(شهرساز) و هم موءسس حکومت( شهرآرا) هست پس : خردبهمنی درهرانسانی هم اجتماعسازوهم« شهرآرا»هست

جمهوری ایرانی بر چگونه بینشی ازانسان پیدایش می یابد ؟ شناخت « هنگام » درتاریخ

  • برترین شناخت ، شناخت دگرگونه شدنیهاست
  • برترین شناخت ، شناخت ِ چیزهائیست که تغییرمی یابند
  • هرزمانی، هنگام تحول دادن گذشه به آینده است

حقوق بشروسکولاریته وآزادی فردی وجمهوریت را میتوان برتصویرانسان درفرهنگ ایران به دست آورد

  • اندیشیدن با خندیدن آغاز میشود
  • هستی یافتن ِدرگیتی، خندیدنست
  • پیوندِ شناخت وشادی درگوهرانسان

نوشته‌هایِ مرتبط:

کلید گمشده


               

.

Book Description

Publication Date: October 31, 2012

Dr Soufiani, founder and director of a civil engineering firm in London, is a London University PhD qualified and practising civil and environment engineer. He was researcher at University of London, research assistant at University of East London, and lecturer at Iran University of Science & Technology. Soufiani’s passion about Persian literature has steered him to over ten years of extensive research with a great Persian philosopher, Manuchehr Jamali. Jamali has managed to open up many incredible doors to him in comprehending Persian literature to its true meaning of values, love, unity, and dignity. Soufiani’s understanding of Eastern and Western cultures has given him a great leverage in his exploration of Persian literature in comparison with Western civilization and the lack of democracy in the Middle East. With this book, he highlights Persian literature as an invaluable asset and the lost key in opening the lock of the declining morality in our modern world and the absence of democracy in the Middle East. The world must sincerely assist in exploration of this nation’s literature for the sake of morality. The Middle East must explore and use her own invaluable potential rich literature to rise and fl y from her own ashes to establish the ethical society that will give them the tools for building and establishing the foundation of a democratic system. Many Persian poems have been translated throughout this book to highlight the core values of beautiful Persian romantic and humanistic culture.
.
.
.
ما نباید در مورد معرفت ساده اندیش باشیم (اینجورچیزها را در ایران به ما نمیگویند) این موضوع را در کتابم به اسم کلید گم شده آوردم (THE LOST KEY)  معرفت انسانی از آسمان تلوپی پائین نیامد. معرفت انسانی که انسان را انسان کرد، یک تجربه بالای 10 هزارساله زندگی بشریت در این گیتیست که قبل از این ادیان به خود شکل گرفت یعنی حتی قبل از موسی و یا عیسی مسیح. انسانیت ما از دوران قبل از این مذاهب است. از این دوران است که ما انسانیم وگرنه ما حتی امروز انسان هم نبودیم. تمام آن معرفت و انسانیت که این ادیان میگویند مخترعش ادیان نیستند. بلکه مخترعش بشریت است که این ادیان از آن دوران دزدیدند و به نفع خود کردند و بعضی از قوانین را ۱۸۰ درجه چرخاندند که بتوانند قدرت را قبضه کنند. ادیان در واقع معرفت را از دست بشریت دزدیدند و معرفت را تا حد نابودی کشاندند
دکتر ماریا گیمبوتس که باستانشناس معروف و سرشناس امریکائی اروپائی با هزاران آشیای باستانی خدایان زن که از دل خاک در آودند  بیش ۱۰ جلد کتاب در این مورد نوشت. سه کتاب معروف او در این زمینه عبارتند از
۱- زبان زنخدایان
۲- تمدن زنخدایان
۳- زنخدا و خدایان اروپای باستان
ماریا گیمبوتس میگوید که بشریت میتواند از این دوران زنخدائی درس بزرگی برای بهبود جهان بگیرد. او میگوید که در دوران حکومت زنخدائی در اروپا که بیش از ۸ هزار سال زندگی  egalitarian societies بود یعنی جوامع مساوات طلب که در صدر کار زن بود، نه مرد. البته حکومت زنخدائی اروپا ۱۰۰۰ سال قبل از مسیحت با تصرف اروپا بوسیله  Indo-Europeans از میان رفت ولی همین حکومت زنخدائی (که زن مرکز آن بود) به شکلی در ایران ادامه پیدا کرد و با آمدن حکومت ساسانی به تدریج از میان رفت و جای خود را در کتاب ادبیات و اشعار ما جا داد به نامهای الهه ناز، پری، پریا و پرنیان و صنم و گلچهره … مطالب در این زمینه خیلی زیاد است.