« کسانیکه به تماشای مجازات میروند »


« کسانیکه برای تماشای مجازات یک بزهکار میروند ، بزهی بزرگتر از آن بزهکار میکنند. عذاب دادن به یک انسان در انظار مردم ، ستم و بزهیست که قاضی بنام قانون و دین و عدالت ، می‌کند ، و تماشای این مجازات ، ستم و بزهی فرومایه تر از بزه و ستم قاضی و قانون و دین است.

تماشای عذاب دادن یک انسان ، ولو برای بزهش ، تماشاگر را فرومایه می‌کند. « برای شرم از کردن بزه » ، باید شرم از « تماشای مجازات بزهکار » داشت. انسان در روزگار وحشیگریش از کشتن و شکنجه دادن ، لذت فراوان میبرد ، و قانونگذاران ، برای این تجربه دوره وحشیگری انسان ، جشن هائی در « مجازات دادن بزهکاران » فراهم آورده اند. دیدن عذاب و شکنجه دادن به بزهکار ، جشنی برای بازگشت خوی وحشی انسانست. مردم میتوانند لذت دوره وحشیگری خود را ، دوباره در این مواقع داشته باشند ، و از توحش و فرومایه شدن خود ، تا سر حد مستی لذت ببرند.

بزهکاران را میتوان برای « جشن بازگشت توحش » قربانی کرد. ولی‌ توحشی که در این جشن‌ها باز میگردند ، به بیغوله‌های درونی‌ و پنهانی‌ خود رجعت نمیکنند. دیدن این مجازاتها ، تماشاگران را وحشی و خشن و بیرحم و سخت دل‌ و حیوان میسازند. انسانی‌ که از تماشای مجازات انسانی‌ دیگر لذت میبرد ، حیوان شده است. »

منبع:

منوچهر جمالی، تجربیات گمشده ، انتشاراتِ کورمالی، لندن، ۹ فوریه ۱۹۹۲ . برگِ ۶۱  از این کتاب را ببینید، برگرفته از وبگاهِ فرهنگشهر، بخشِ کتابها.

نوشته‌هایِ مرتبط:

 

« برای شخم زدن باید آهسته بود »


« کسیکه با خواندن افکار ، میخواهد آنها را شخم بزند ، آهسته میخواند. هرچه شیار شخم باید عمیق تر باشد ، آهسته تر باید خواند. هر فکری ، زمینی‌ است که باید شخم زد و تخم‌های خود را در آن کاشت. خواندن ، کشاورزیست.

ولی‌ کسیکه میخواهد در خواندن ، افکار را تماشا کند ، آنها را سوار بر اسبی تیزپا می‌‌پیماید و از آنها می‌گذرد. خواندن ، برای او تماشائی لذت آور است. او زیاد می‌‌بیند و با هم مقایسه می‌کند و از همه انتقاد می‌کند ولی‌ شخمی نمی‌زند و تخمی در زمینی‌ (در فکری) نمیکارد تا افکار خود را سپس از آن زمین‌ها بدرود. باید افکاری را یافت که به شخم زدن و کاشتن تخم می‌‌ارزند. »

منبع:

منوچهر جمالی، بخشی از کتاب   ریشه در زمین تیره  ، ۲۴ ژانویه ۱۹۹۱ ، برگ ۱۳۱ از این کتاب را ببینید ، برگرفته از وبگاهِ فرهنگشهر، بخشِ کتابها.

نوشته‌هایِ مرتبط: