« رند ، زیرک است ، نه‌ زرنگ »


« زیرکی آن است که کسی‌ بتواند خود را از دامها و مهلکه‌ها و « موار خطرناکی که پیش می‌‌آیند » ، با تیزفکری و ظرافت هوش نجات بدهد.

زرنگی آن است که کسی‌ از حماقت و ضعف و زودباوری و خوش قلبی دیگران برای رسیدن به اغراض شخصی‌ خود ، سوء استفاده کند.

این است که در اشعار حافظ ، رند ، زیرکست (مرغ زیرک) ولی‌

آخوند و شیخ و فقیه و قاضی و محتسب ، زرنگند.

ولی‌ حافظ ، زیرکی را با زرنگی مشتبه می‌‌سازد. از این رو سفارش می‌‌کند که زیرکی را از شیخ و عسس و مفتی و قاضی بیاموزید.

شیخ و فقیه و صوفی و آخوند و قاضی ، سرمشق زرنگی هستند ، نه‌ سرمشق زیرکی.

از اینرو نیز هست که ایرانیها به سفارش حافظ رفتار کرده اند و همه به جای زیرک شدن ، زرنگ شده اند.

کسیکه در جامعه پر از اختناق اسلامی می‌‌خواهد خوش بزید و در درونش آزاد بیندیشد ، باید زیرک باشد.

در زرنگ شدن ، صداقت که ایده‌آل رندی بود ، از دست میرود.

همه بجای رند شدن ، آخوندهای بی‌ عمامه شده اند . در جامعه ایرانی ، کسی‌ غیر از ملا نیست. »

منبع:

منوچهر جمالی، تجربیات گمشده ، انتشاراتِ کورمالی، لندن، ۹ فوریه ۱۹۹۲ . برگِ ۱۲۲ از این کتاب را ببینید، برگرفته از وبگاهِ فرهنگشهر، بخشِ کتابها.

نوشته‌هایِ مرتبط:

دام حقیقت !


« حقیقت انسان را به حماقت میکشاند.  در دام هیچ حقیقتی نباید افتاد. »

ابراهیم صوفیانی

.

اشکال از آنجا پیش می‌‌آید که این خرافه جعل می‌‌شود:

حقیقت را می‌‌شود یک بار و برایِ  همیشه روشن کرد و نمودار ساخت.

عده‌ای (برایِ  غلبه بر مردم) تمایل دارند  تا رسیدنِ  به حقیقت را همچون روشن کردنِ  یک چراغ جا بیندازند. این یک مدلِ  سطحی، ساده و پیش و پا افتاده است (جاهلی، و بربری و ناشی‌ از بی‌ خردی است). زندگی‌ و جهان پیچیده تر از این هاست. ولی‌ اینان هنوز اصرار دارند که این شیوه سیاه و سفید را به مردم بچپانند.

از این ویرانگر تر این است که در قدمِ  بعدی انحصارِ  این حقیقتِ  روشن شده را می‌‌خواهند در دستانِ  خود نگاه دارند، و مدعی می‌‌شوند که آنها هستند که پاسدارِ  این حقیقت اند ! و این روشنی (حقیقت) را می‌‌خواهند به زور به مردم حقنه کنند تا خود را بر آنها چیره کنند.

از اینرو است که جمالی با الهام گرفتنِ  از فرهنگِ  اصیلِ  ایران می‌‌گوید:

«  از حقیقت باید گریخت  »  !  ۱  

چرا که این حقیقتی که آنها بر ما میخواهند بتپانند، خرافه‌ای بیش نیست.

در فرهنگِ  ایران حقیقت اصلا نورِ  دائمی نیست، آذرخشی است در هنگام و مکان  ۲ . رسیدنِ  به حقیقت یعنی انجمادِ  کاملِ  زندگی‌ و باز ایستادنِ  از حرکت. یعنی نابودیِ  خرد و اندیشه.

منابع:

۱ – منوچهرِ  جمالی، از حقیقت باید گریخت ، انتشاراتِ  کورمالی، لندن، ژانویه ۱۹۷۸.

۲ – منوچهرِ  جمالی، قهقهه برق‌ها ، بوسه اهریمن ، انتشاراتِ  کورمالی، لندن، ۱۹۹۲.

نوشته‌هایِ مرتبط: