« زندگی‌ و معرفت و سیاست ، بازیست »


« امروزه وقتی‌ گفته میشود ، یک چیزی ، بازیست ، این معنی را میدهد که بی‌ ارزش و خوار است. وقتی‌ گفته میشود که جهان یک نمایش است ، یعنی همه اش بازیست ، و بی‌ ارزش و پوچست.

ولی‌ در جهان باستان ، مردم ، مفهوم دیگری از بازی داشتند. هفخوان رستم ، با نخجیر ، با بازی آغاز میشد. نجات ایران و سپاه ایران و پیروزی در بزرگترین جنگ ، با همین بازی رستم آغاز میگردد ، و این منش بازیست که به هفتخوان ، یا بزرگترین اقدام که دادن چشم خورشید گونه در معرفت به شاه و سپاه ایران باشد ، پرتو میاندازد.

رسیدن به مهر رودابه ، که بزرگترین رویداد زندگی‌ زال است و بزرگترین مسئله سیاسی روز میشود ، با بُرد در یک بازی (در حل کردن معما) حل میشود. معرفت ، بازی در حل یک معما ‌ست.

وقتی‌ کیکاوس در خبر هجوم سهراب به ایران به تب و لرزه در آمده است و رستم را با شتاب و دلهره می‌طلبد ، رستم با شنیدن این خبر ، سه‌ شبانه روز جشن می‌گیرد و شادی می‌کند. با همین روحیه بازیست که می‌‌باید به جدترین مسائل پرداخت. در کلمه بازی ، دو معنی متضاد نهفته است که در آمیختنش به هم ، این نکته را روشن میسازند. از یک سو ، با « باختن » کار دارد و از سوئی دیگر کلمه ایست که از Vaza  به معنی « بَرَنده » ، مشتق میشود که آنهم از مصدر اوستائی  Vaz  به معنی پریدن مشتق است (سبکبال شدن). از این رو پرنده شکاری ، باز ، تجسم این پریدن و این بُردن هست.

در واقع در بازی ، انسان در باختن ، سبکبال میشود و پرواز می‌کند و میبَرَد. این تجربه اصیل از بازی را ما گم کرده ایم ، وگرنه بازی را به کودگان و جوانان و آنچه کودکانه است وانمیگذاشتیم. در بزرگترین کارها (از جمله در قدرتجوئی) باید روح بازی داشت و با آن بازی کرد. بازی ، حالتی‌ می‌‌آورد که انسان در باختن ، درد و عذاب نمی‌برد و شادی خود را از دست نمیدهد ، بلکه آمادگی‌ برای باختن دارد و برای نباختن ، دست به حیله و زور نمی‌زند. معرفت و سیاست (قدرتجوئی) و جستجوی حقیقت و خطر جوئی (دل به بزرگترین مخاطرات زدن) ، بازیست. »

منبع:

منوچهر جمالی، تجربیات گمشده ، انتشاراتِ کورمالی، لندن، ۹ فوریه ۱۹۹۲ . برگِ ۲۱۶ از این کتاب را ببینید، برگرفته از وبگاهِ فرهنگشهر، بخشِ کتابها.

نوشته‌هایِ مرتبط:

کلید گمشده


               

.

Book Description

Publication Date: October 31, 2012

Dr Soufiani, founder and director of a civil engineering firm in London, is a London University PhD qualified and practising civil and environment engineer. He was researcher at University of London, research assistant at University of East London, and lecturer at Iran University of Science & Technology. Soufiani’s passion about Persian literature has steered him to over ten years of extensive research with a great Persian philosopher, Manuchehr Jamali. Jamali has managed to open up many incredible doors to him in comprehending Persian literature to its true meaning of values, love, unity, and dignity. Soufiani’s understanding of Eastern and Western cultures has given him a great leverage in his exploration of Persian literature in comparison with Western civilization and the lack of democracy in the Middle East. With this book, he highlights Persian literature as an invaluable asset and the lost key in opening the lock of the declining morality in our modern world and the absence of democracy in the Middle East. The world must sincerely assist in exploration of this nation’s literature for the sake of morality. The Middle East must explore and use her own invaluable potential rich literature to rise and fl y from her own ashes to establish the ethical society that will give them the tools for building and establishing the foundation of a democratic system. Many Persian poems have been translated throughout this book to highlight the core values of beautiful Persian romantic and humanistic culture.
.
.
.
ما نباید در مورد معرفت ساده اندیش باشیم (اینجورچیزها را در ایران به ما نمیگویند) این موضوع را در کتابم به اسم کلید گم شده آوردم (THE LOST KEY)  معرفت انسانی از آسمان تلوپی پائین نیامد. معرفت انسانی که انسان را انسان کرد، یک تجربه بالای 10 هزارساله زندگی بشریت در این گیتیست که قبل از این ادیان به خود شکل گرفت یعنی حتی قبل از موسی و یا عیسی مسیح. انسانیت ما از دوران قبل از این مذاهب است. از این دوران است که ما انسانیم وگرنه ما حتی امروز انسان هم نبودیم. تمام آن معرفت و انسانیت که این ادیان میگویند مخترعش ادیان نیستند. بلکه مخترعش بشریت است که این ادیان از آن دوران دزدیدند و به نفع خود کردند و بعضی از قوانین را ۱۸۰ درجه چرخاندند که بتوانند قدرت را قبضه کنند. ادیان در واقع معرفت را از دست بشریت دزدیدند و معرفت را تا حد نابودی کشاندند
دکتر ماریا گیمبوتس که باستانشناس معروف و سرشناس امریکائی اروپائی با هزاران آشیای باستانی خدایان زن که از دل خاک در آودند  بیش ۱۰ جلد کتاب در این مورد نوشت. سه کتاب معروف او در این زمینه عبارتند از
۱- زبان زنخدایان
۲- تمدن زنخدایان
۳- زنخدا و خدایان اروپای باستان
ماریا گیمبوتس میگوید که بشریت میتواند از این دوران زنخدائی درس بزرگی برای بهبود جهان بگیرد. او میگوید که در دوران حکومت زنخدائی در اروپا که بیش از ۸ هزار سال زندگی  egalitarian societies بود یعنی جوامع مساوات طلب که در صدر کار زن بود، نه مرد. البته حکومت زنخدائی اروپا ۱۰۰۰ سال قبل از مسیحت با تصرف اروپا بوسیله  Indo-Europeans از میان رفت ولی همین حکومت زنخدائی (که زن مرکز آن بود) به شکلی در ایران ادامه پیدا کرد و با آمدن حکومت ساسانی به تدریج از میان رفت و جای خود را در کتاب ادبیات و اشعار ما جا داد به نامهای الهه ناز، پری، پریا و پرنیان و صنم و گلچهره … مطالب در این زمینه خیلی زیاد است.